محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

331

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

السّحاب برك بوانيها و بعاع ما استقلّت به من العبء المحمول عليها أخرج به من هوامد الأرض النّبات و من زعر الجبال الأعشاب فهي تبهج بزينة رياضها و تزدهي بما ألبسته من ريط أزاهيرها و حلية ما سمّطت به من ناضر أنوارها و جعل ذلك بلاغا للأنام و رزقا للأنعام و خرق الفجاج في آفاقها و أقام المنار للسّالكين على جوادّ طرقها . ( 25 ) » ترجمه آن‌گاه هيچ بلندى از بلندىهاى زمين را كه آب چشمه‌ها و نهرها به آن راه ندارد وانگذاشت ، بلكه ابرهايى را آفريد تا قسمت‌هاى مرده آن احيا شود و گياهان رنگارنگ برويند . قطعات بزرگ و پراكنده ابرها را به‌هم پيوست تا سخت به حركت درآمدند و با به‌هم خوردن ابرها ، برق‌ها درخشيدن گرفت و از درخشندگى ابرهاى سفيد كوه‌پيكر ، و متراكم چيزى كاسته نشد . ابرها را پىدرپى فرستاد تا زمين را احاطه كردند و بادها شير باران را از ابرها دوشيدند و به شدّت به زمين فرو ريختند ، ابرها پايين آمده سينه بر زمين ساييدند و آن‌چه بر پشت داشتند فرو ريختند كه در بخش‌هاى بىگياه زمين انواع گياهان روييدن گرفت و در دامن كوه‌ها ، سبزه‌ها پديد آمد . پس زمين به وسيله باغ‌هاى زيبا ، همگان را به سرور و شادى دعوت كرده ، با لباس نازك گل‌برگ‌ها كه بر خود پوشيد ، هر بيننده‌اى را به شگفتى واداشت و با زينت و زيورى كه از گلوبند گل‌هاى گوناگون ، فخركنان خود را آراست ، هر بيننده‌اى را به‌وجد آورد كه فرآورده‌هاى نباتى را ، توشه و غذاى انسان و روزى